در حافظه موقت ذخیره شد...
نگاهی به عملکرد بازیکنان و مربیان لژیونر فوتبال ایران
خارجنشینها زیر ذرهبین
طارمی با اینتر و پس از به نمایش گذاشتن یکی از بهترین بازیهای خود در لباس این تیم مقابل بارسلونا که با پاس گل صعود تیمش به فینال هم همراه بود، توانست به فینال لیگ قهرمانان اروپا برسد اما در شب شکست تلخ پنج بر صفر مقابل اینتر، فرصت حضور در زمین بازی را پیدا نکرد. ستاره بوشهری فوتبال ایران به دلیل جنگ ۱۲ روزه، نتوانست در جام جهانی باشگاهها به همراه اینتر شرکت کند و پس از آن راهی المپیاکوس یونان شد و تا اینجای فصل موفق شده با این تیم با توجه به آمار خوبی که از خود ثبت کرده، فاتح سوپرجام یونان شود.
یکی دیگر از چهرههای موفق لژیونر ایرانی در سالی که گذشت سردار آزمون بود. او که به همراه سعید عزتاللهی در فصل گذشته تمام جامهای فوتبال امارات را در شباب الاهلی درو کرده بود، در ابتدای سال ۱۴۰۴ موفق شد جایزه توپ طلای فوتبال امارات را از آن خود کند؛ جایزهای که چندان به آزمون وفا نکرد و او پس از شروع فصل با دو مصدومیت شدید مواجه شد و به همین دلیل، نتوانست عملکرد مطلوب خود در فصل گذشته را تکرار کند. آزمون برای رسیدن به جایزه توپ طلای فوتبال امارات، یک رقیب ایرانی را هم پیش رو داشت: مهدی قایدی.
قایدی که فصل درخشانی را در الاتحاد کلبا پشت سر گذاشته بود و به لحاظ آماری در یک تیم میانه جدولی دومین بازیکن اثرگذار لیگ امارات بود، در پنجره نقل و انتقالات با یک انتقال گرانقیمت راهی النصر دبی شد و حالا در این تیم به یک چهره کلیدی و تأثیرگذار تبدیل شده است.
مثل سالهای گذشته، لیگ کشور امارات بیشترین سهم را در بین لژیونرهای ایرانی داشت و در مقطعی از فصل، باشگاه اتحاد کلبا پنج بازیکن ایرانی را در ترکیب خود میدید؛ تیمی که تا اینجای فصل نتوانسته انتظارات را برآورده کند و با حضور نوراللهی، مغانلو، قدوس، سام دلیری و در مقطعی محمدمهدی محبی ایرانیترین تیم فوتبال جهان محسوب میشد.
در سالی که گذشت، ایران برای اولین بار در طول سالهای اخیر حتی یک نماینده هم در بین پنج لیگ معتبر اروپایی نداشت و بین ۳۰ تیم اول ردهبندی فیفا که در جام جهانی ۲۰۲۶ حضور دارند، تیم ملی ایران تنها تیم بدون نماینده در پنج لیگ معتبر اروپایی محسوب میشود که این موضوع نشان میدهد شرایط لژیونرهای فوتبال ایران و بازیکنان خارجی که خارج از مرزها فعالیت میکنند، به طور قابل ملاحظهای از دوران اوج فاصله گرفته است.
شاید بتوان در بین لژیونرهای سال ۱۴۰۴، علی قلیزاده را با توجه به عملکرد نسبتاً خوب خود و قهرمانی که با لخ پوزنان در لیگ لهستان کسب کرد چهرهای موفق دانست. شهاب زاهدی و اللهیار صیادمنش نیز در ژاپن و بلژیک عملکرد قابل توجهی نداشتند اما در لیگهای خود، به بازیکنانی باثبات تبدیل شدهاند. ناکام بزرگ لژیونرهای ایرانی در سال ۱۴۰۴ را هم باید کاپیتان تیم ملی یعنی علیرضا جهانبخش دانست که پس از جدایی از هیرنفین هلند، مدتها بدون تیم بود و سپس به تیم دندر بلژیک پیوست و در این تیم قعر جدولی، تاکنون نتوانسته گل یا پاس گلی ثبت کند.
اما اتفاق ویژه سال ۱۴۰۴ برای لژیونرها نه در کنار زمین، بلکه در کنار خط رقم خورد. به جز فرهاد مجیدی سرمربی البطائح امارات که فصل گذشته توانست تیم خود را در لیگ امارات ابقا کند، شاهد درخشش علیرضا منصوریان به عنوان یک سرمربی لژیونر در تیم الطلبه عراق و پژمان منتظری به عنوان یک استعداد نوظهور مربیگری در الشحانیه قطر نیز بودیم. به این نامها میتوان مهدی مهدویکیا، ایمان مبعلی و اشکان دژاگه را هم اضافه کرد و به نظر نسل جدید لژیونرهای ایران در کشورهای حاشیه خلیجفارس، این بار با کت و شلوار مربیگری به دنبال درخشش هستند.
