«او کلاسیکو» پرتغال، نبرد بین پورتو و بنفیکا دو غول فوتبال این کشور، این بار بیش از آنکه عرصه تاکتیک و فوتبال باشد، به صحنه نمایشهای تمامنشدنی ژوزه مورینیو تبدیل شد. تساوی ۲-۲ بنفیکا و پورتو در ورزشگاه دالوژ، بیش از آنکه یک امتیاز برای عقابها به ارمغان بیاورد، بوی ناامیدی و پایان زودهنگام فصل را میداد؛ شبی که در آن بنفیکا نه تنها پیروزی را با تساوی عوض کرد، بلکه شاید آخرین رشتههای امید برای قهرمانی را هم از دست داد. بنفیکای مورینیو که این روزها زیر تیغ تند انتقادات قرار دارد، پس از حذف از رقابتهای اروپایی و جام حذفی، برای زنده ماندن در کورس لیگ به معجزه نیاز داشت. نیمه نخست اما کابوسوار آغاز شد. گلهای فروهولت و اسکار پیهتوشفسکی، پورتو را با برتری مقتدرانه به رختکن فرستاد. هرچند تعویضهای تهاجمی مورینیو در نیمه دوم ورق را برگرداند و گلهای شیلدروپ و باریرو بازی را به تساوی کشاند، اما آنچه پس از سوت پایان در یادها ماند، نه بازگشت بنفیکا، که طوفان حواشی سرمربیشان بود. اخراج نیکلاس اوتامندی جرقهای بود بر انبار باروت اعصاب مورینیو. او که در دقایق پایانی از کنار زمین اخراج شد، بار دیگر با حرکات تحقیرآمیز رو به نیمکت پورتو و نشان دادن علامت «کوچک بودن» رقیب، صدر اخبار رسانههای جهان را تصاحب کرد. اما اوج ماجرا در کنفرانس خبری رقم خورد؛ جایی که مورینیو با چهرهای برافروخته به اتهام «خیانت» پاسخ داد. او با اشاره به درگیریاش با اعضای کادر فنی پورتو در تونل ورزشگاه گفت: «یکی از آنها ۵۰ بار مرا خائن خطاب کرد! خائن به چه چیزی؟ من در پورتو تمام وجودم را گذاشتم، همانطور که در چلسی، اینتر و رئال گذاشتم. این حرفهایگری است، نه خیانت.» مورینیو که زمانی در پورتو به مقام پادشاهی رسیده بود، حالا با تلخی از هوادارانی میگوید که روزگاری پیش پایش زانو میزدند و امروز به او توهین میکنند. واقعیت تلخ برای هواداران بنفیکا این است که در آغاز ماه مارس، تیمشان با ۷ امتیاز اختلاف نسبت به پورتوی صدرنشین، تقریباً تمام جامها را از دست رفته میبیند. به نظر میرسد مورینیو در لیسبون به بنبست رسیده است؛ مردی که انگار در میانه شعلههای جنجال، بیش از مستطیل سبز احساس زنده بودن میکند، حالا باید تیمی خسته و بیروح را هدایت کند که دیگر شکوه سابق را ندارد. پورتو همچنان میتازد و مورینیو، درگیر با خاطرات گذشته و برچسبهای سنگین، نظارهگر غروب رؤیاهایش در دالوژ است.