تیمی با قلب شیر در میان غولها
ماجراجویی بی ثمر دختران ایران در استرالیا
تیم ملی فوتبال زنان ایران، پس از تجربهای پر فراز و نشیب، دومین حضور خود در جام ملتهای آسیا را با کولهباری از تجربه به پایان رساند. این دوره از مسابقات که در استرالیا برگزار شد، برای شاگردان مرضیه جعفری، سرمربی تازهوارد، فرصتی بود تا توانمندیهای خود را در برابر قدرتهای برتر قاره به نمایش بگذارند. حریفانی با پشتوانه، امکانات و سابقهای به مراتب بیشتر، اما ملیپوشان ایران، با وجود تمام چالشها، با غیرت و تعصب به میدان رفتند و تصویری قابل احترام از خود ارائه دادند.
مسیر صعود به جام ملتهای آسیا از همان ابتدا با موانع متعددی روبهرو بود. محدودیتهای ناشی از تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک کشورمان در خرداد ۱۴۰۴، برنامههای آمادهسازی تیم را به شدت تحتالشعاع قرار داد. لغو پروازها و مشکلات لجستیکی، کار را برای کادر فنی و بازیکنان دشوار کرد. با این حال، عزم راسخ بازیکنان و تلاش بیوقفه کادر فنی، چراغ امید را روشن نگه داشت و تیم در شرایطی نامساعد، خود را برای مسابقات مقدماتی آماده کرد.
در مرحله مقدماتی، ملیپوشان با انگیزهای مضاعف به میدان رفتند و در حالی که بسیاری، شانسی برای صعود آنها قائل نبودند، موفق به کسب سهمیه حضور در مرحله نهایی شدند. این موفقیت، بازتاب گستردهای در رسانههای داخلی و آسیایی داشت و امیدها را برای درخشش در جام ملتها زنده کرد.
اما قرعهکشی مرحله نهایی جام ملتهای آسیا ۲۰۲۵، روی دیگری از فوتبال را به تیم ملی ایران نشان داد. ملیپوشان در گروهی قرار گرفتند که از سوی کارشناسان، «گروه مرگ» لقب گرفت. استرالیا، کرهجنوبی و فیلیپین، سه تیم قدرتمند و با سابقه درخشان در این رقابتها، حریفان ایران بودند. استرالیا با یک قهرمانی، سه نایبقهرمانی و دو عنوان سومی، پرافتخارترین تیم گروه به شمار میرفت. کرهجنوبی نیز یک نایبقهرمانی و یک عنوان سومی را در کارنامه خود داشت و فیلیپین، هرچند تیمی تازهنفستر، سابقه حضور در جمع چهار تیم برتر آسیا را یدک میکشید.
در ردهبندی جهانی نیز فاصله قابل توجهی بین ایران و رقبایش وجود داشت. استرالیا در رده پانزدهم، کرهجنوبی در رده بیست و یکم، فیلیپین در رده چهل و یکم و ایران در جایگاه شصت و هشتم جهان قرار داشت؛ فاصلهای که نشاندهنده تفاوت عمیق در تجربه، امکانات و سطح آمادگی این تیمها بود.
با وجود تمام نابرابریها و کمبودهای آمادهسازی، تیم ملی ایران با روحیهای مثالزدنی وارد میدان شد. در نخستین دیدار مقابل کرهجنوبی، شاگردان جعفری، سعی کردند نمایشی منسجم و تنها در فاز دفاعی ارائه کنند اما شاید بیشتر از نمایش خوب دفاعی، شکست کم گل را مدیون فرصتسوزیهای بچگانه مهاجمان کره بودیم. در بازی دوم، برابر قدرت اول قاره، یعنی استرالیا، ملیپوشان ایران جنگیدند اما اختلاف تجربه و قدرت بدنی مشهود بوده و از همه مهمتر مربیای که نتوانست ثبات ترکیبش را پیدا کند با انتخاب غلطش باعث شد بین دو نیمه دروازهبان تیمش را هم عوض کند که تقریباً در این مسابقات در هیچ تیمی به جز ایران شاهد این اتفاق نبودیم!
بازی سوم برابر فیلیپین، آخرین فرصت برای کسب امتیاز بود. با وجود خستگی ناشی از سفر و فشردگی بازیها، تیم ملی ایران عملکرد بهتری از خود نشان داد، اما در نهایت تاکتیک بیش از حد دفاعی جعفری دست بازیکنان را بسته بود و در نهایت هم با قبول شکست در این بازی، تیم ملی با سه شکست و بدون گل زده از دور رقابتها کنار رفت.
یکی از مهمترین انتقاداتی که به تیم ملی وارد شد، ضعف فنی کادر فنی بود. انتخاب لیست اشتباه بازیکنان، عدم وجود برنامههای آمادهسازی مناسب و ناتوانی در اتخاذ تصمیمات تاکتیکی درست در طول مسابقات، از جمله عواملی بودند که به عملکرد ضعیف تیم دامن زدند. بازی دادن به مریم یکتایی به عنوان دروازهبان اصلی در حالی که او مدتی طولانی از میادین دور بوده و عدم دعوت از بازیکنان شایسته لیگ برتر، سؤالات زیادی را در ذهن کارشناسان و هواداران ایجاد کرد.
علاوه بر مسائل فنی، ضعف بدنی بازیکنان نیز یکی دیگر از نکات قابل تأمل بود. مصدومیتهای پیدرپی بازیکنان در طول مسابقات، نشاندهنده عدم آمادگی جسمانی مناسب و احتمالاً مشکلات موجود در برنامههای تمرینی کادر فنی بود.
نبود ثبات در ترکیب اصلی و تغییرات مداوم در آرایش تیم نیز باعث شد تا هماهنگی لازم بین بازیکنان شکل نگیرد و تیم نتواند به انسجام مورد نظر دست پیدا کند. اگرچه حذف تیم ملی ایران از جام ملتهای آسیا، پایانی تلخ برای این دوره از رقابتها بود، اما نمیتوان از درسهایی که این مسابقات به همراه داشت، چشم پوشید. این مسابقات به ما ثابت کرد که سطح فوتبال بانوان ایران از مربیان داخلی فراتر رفته و برای رسیدن به سطح اول آسیا، نیازمند یک انقلاب اساسی است. همانگونه که در تیم ملی مردان، حضور مربیان خارجی مثل کارلوس کیروش تحول بزرگی ایجاد کرد، در فوتبال زنان نیز استفاده از دانش و تجربه مربیان بینالمللی میتواند راهگشا باشد. اگرچه مرضیه جعفری، یکی از بهترین گزینههای داخلی برای هدایت تیم ملی بود، اما نتایج به دست آمده نشان داد که او در عرصه بینالمللی حرف چندانی برای گفتن ندارد.
تیم ملی فوتبال زنان ایران، با تمام کمبودها و نابرابریها، تمام تلاش خود را برای ارائه نمایشی آبرومندانه به کار بست. این تیم، با قلب شیر در میان غولهای آسیا جنگید و با وجود شکست، تجربهای ارزشمند را به دست آورد. امید است که با رفع نقاط ضعف و سرمایهگذاری مناسب، شاهد درخشش هرچه بیشتر فوتبال زنان ایران در عرصههای بینالمللی باشیم.
