در حافظه موقت ذخیره شد...
سپاهان در لیگ هجدهم زیر ذرهبین
عبور از ولخرجی، تمرین بومیگرایی در سایه غولها
بررسی عملکرد این تیم نشان میدهد که سپاهان اگرچه از سکوهای اول تا سوم بازماند اما با ایستادن در رتبه ششم، فصلی «گذار» را تجربه کرد که میتواند مقدمهای برای یک بازگشت هوشمندانه باشد.
شروع لرزان؛ وقتی بوی قهرمانی نمیآمد
سپاهان فصل را با شوک شکست یکبرصفر مقابل گلگهر سیرجان آغاز کرد. این باخت زودهنگام، پیامی روشن برای هواداران داشت، این سپاهان آن تیم هجومی و بیرحم سالهای قبل نیست. پیروزی دشوار ۴بر۳ مقابل «آوا تهران» در هفته دوم، مهر تأییدی بر این ادعا بود. تیمی که زمانی به بردهای پرگل و کلینشیتهای متوالی عادت داشت، حالا برای کسب سه امتیاز مقابل تیمهای نیمه دوم جدول هم به زحمت میافتد. بیان محمودی، سرمربی تیم با آگاهی از بضاعت تیمی که براساس سیاستهای جدید باشگاه بسته شده بود، تمرکز خود را بر ایجاد اتحاد دفاعی گذاشت.
نیمفصل اول و تثبیت در میانه جدول
سپاهان نیمفصل اول را با شکست در هفته پایانی مقابل رقیب دیرینه خود، خاتون بم به پایان رساند. کسب رتبه ششم در پایان نیمفصل، نمایی واقعی از توان فنی تیمی بود که با ۱۹گل زده و ۲۰گل خورده، عملاً توازنی شکننده میان حمله و دفاع برقرار کرده بود. تفاضل گل منهای یک نشاندهنده آن بود که سپاهان در بازیهای بزرگ بهسختی گل میزند و در لحظات حساس، توانایی حفظ برتری خود را ندارد.
در این میان، خوششانسی سپاهان در حفظ رتبه ششمی، بیش از آنکه مدیون ثبات خودش باشد، مرهون شروع کابوسوار پرسپولیس در نیمفصل اول بود. سرخپوشان پایتخت که نیمفصل دوم خیرهکنندهای داشتند، اگر تنها اندکی در هفتههای ابتدایی هوشیارتر عمل میکردند، بدون شک رتبه ششم را از چنگ اصفهانیها درمیآوردند. با این حال، سپاهان با ۷پیروزی، ۴تساوی و ۷شکست، توانست ۲۵ امتیاز جمعآوری کند و بالاتر از تیمهایی مثل طاران البرز و پرسپولیس بایستد.
دفاع؛ نقطه قوت یا پناهگاه؟
استراتژیهای بیان محمودی در این فصل بر پایه «مقاومت» بنا شده بود. سپاهان در برابر غولهای لیگ یعنی خاتون بم و گلگهر، اگرچه شکست خورد اما به تیمی تبدیل شد که بهراحتی از هم نمیپاشید. پیروزی مقابل تیمهای وسط جدول نشان داد که روحیه جنگندگی همچنان در رگهای این تیم جاری است. اما بزرگترین پاشنهآشیل طلاییپوشان، فقر گلزنی بود. جدایی ستارههای گرانقیمت فصل گذشته، مصدومیت بدموقع هاجر دباغی بهعنوان یک مهره اثرگذار و تکیه بر بازیکنان جوان و بومی، باعث شد قدرت تهاجمی تیم بشدت کاهش یابد. سپاهان در بسیاری از مسابقات، مالکیت توپ را در اختیار داشت اما در زدن ضربات آخر، فاقد آن «قاتل سریالی» در محوطه جریمه بود.
تیمی بومی برای بقا یا صعود؟
واقعیت این است که سپاهان برای فصل 1405-1404 هدفی فراتر از «تثبیت و ماندگاری با بودجه محدود» نداشت. آنها به این هدف رسیدند. اما سؤال بزرگ اینجاست، آیا برند «سپاهان» با رتبه ششمی اقناع میشود؟
حضور مقتدرانه خاتون بم (۴۹ امتیاز) و گلگهر سیرجان (۴۷ امتیاز) نشان داد که شکاف عمیقی میان مدعیان اصلی و تیمهای میانه جدول ایجاد شده است. سپاهان با ۲۵ امتیاز، عملاً نیمی از امتیازات قهرمان را کسب کرده که برای باشگاهی با این پیشینه، زنگ خطری جدی است.
لیگ برتر زنان در فصل آینده، با حضور احتمالی استقلال و با تجربهتر شدن پرسپولیس، وارد فاز جدیدی از رقابت و فشار رسانهای خواهد شد.
سپاهان اکنون در یک دوراهی استراتژیک قرار دارد و یا باید با ادامه روند بومیگرایی و قناعت به رتبههای میانی جدول وارد مسابقات شود که در شأن نام بزرگ این تیم نیست و یا بازگشت به بازار نقل و انتقالات و بازپسگیری جایگاه خود بهعنوان رقیب اصلی خاتون بم.
سپاهان در این فصل ثابت کرد که میتواند با هزینهای کمتر، تیمی آبرومند را روانه مسابقات کند اما برای رسیدن به رتبههای قابل توجه و تکرار دوران طلایی، نیاز به تقویت جدی در خط حمله و جذب چند مهره کلیدی و باتجربه دارد.
دختران اصفهان نشان دادند پتانسیل بالایی دارند؛ حالا نوبت مدیریت باشگاه است که تصمیم بگیرد آیا میخواهد دوباره «غول خفته» فوتبال زنان را بیدار کند یا به همین آرامش در میانه جدول رضایت میدهد.
