وقتی شهباززاده ۷۰ میلیون را از فوتبال بانوان دریغ کرد!
سکه دو روی «حقطلبی» و «اخلاق»
در روزهایی که اعداد و ارقام قراردادهای فوتبالی هوش از سر هواداران میبرد، پروندههای انضباطی و حقوقی لایههای پنهانی از اولویتهای ستارگان لیگ برتری را برملا میکنند. حکم اخیر کمیته استیناف فدراسیون فوتبال در خصوص شکایت «سجاد شهباززاده» از باشگاه مس رفسنجان، بیش از آنکه یک پیروزی حقوقی باشد، بهانهای شده برای طرح یک پرسش بنیادین؛ مرز میان احقاق حق قانونی و مسئولیت اخلاقی در کجای مستطیل سبز ترسیم شده است؟
ماجرا از این قرار است که مهاجم باسابقه و بیحاشیه سالهای اخیر فوتبال ایران، برای دریافت مطالبات خود به کمیته استیناف متوسل شد. دادگاه نیز در حکمی صریح، حق را به او داد؛ تأیید طلب ۱۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریالی بابت حق امضا و البته، پذیرش اعتراض او به کسر مبلغ ۷۲۵ میلیون ریال (معادل ۷۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان) که باشگاه تحت عنوان «حمایت از تیم بانوان» از قرارداد او کسر کرده بود.
از منظر حقوقی، حق با شهباززاده است. هیچ نهاد یا باشگاهی اجازه ندارد بدون توافق مکتوب و رضایت قلبی ذینفع، حتی ریالی از دسترنج او را به امور خیریه یا تیمهای دیگر اختصاص دهد. اما وقتی نام «سجاد شهباززاده» با کارنامهای درخشان در استقلال و سپاهان و قراردادهایی در سطح سقف بودجه میان میآید، عدد ۷۰ میلیون تومان کمی «وصله ناجور» به نظر میرسد.
مبلغی که همچون قطرهای در اقیانوس است اما بهای یک لبخند در فوتبال بانوان برای بازیکنی که در آستانه ۴۰ سالگی همچنان در سطح اول فوتبال ایران توپ میزند و درآمدهای میلیاردیاش تضمینکننده آیندهای مرفه است، ۷۰ میلیون تومان چیزی فراتر از یک «پول خُرد» در قرارداد نیست. در سوی دیگر میدان، فوتبال بانوان ایران قرار دارد؛ حوزهای که بازیکنانش با کمترین امکانات و درآمدهایی که گاه به اندازه هزینه رفت و آمدشان هم نیست، برای عشق به توپ میدوند.
پرسش اینجاست، آیا ستارهای در تراز شهباززاده نمیتوانست با «سعهصدر» و بزرگمنشی، از این مبلغ ناچیز در قبال قرارداد کلانش بگذرد تا الگویی برای ترویج فرهنگ حمایت از ورزش زنان باشد؟ اصرار بر بازپسگیری این مبلغ از طریق مراجع قانونی، هرچند «حق قانونی» اوست، اما در ذهن جامعه فوتبال تصویری از «بخلورزی» را ترسیم میکند که با پرستیژ بازیکنی در سطح او همخوانی ندارد.
فوتبال حرفهای در دنیا سالهاست که از پیله «فقط بازی کردن» خارج شده است. ستارگان بزرگ جهان بخش قابل توجهی از درآمد خود را داوطلبانه صرف توسعه زیرساختها و حمایت از اقشار ضعیفتر ورزش میکنند. پرونده شهباززاده و مس رفسنجان نشان داد که در فوتبال ایران، هنوز تا رسیدن به بلوغ «مسئولیت اجتماعی» فاصله داریم.
ای کاش سجاد شهباززاده به جای طی کردن پلههای کمیته استیناف برای ۷۰ میلیون تومان، این تهدید را به یک فرصت تبدیل میکرد؛ فرصتی که در آن نه تنها به کسر این مبلغ اعتراض نمیکرد، بلکه با واکنشی نمادین، خواهان اختصاص مبلغ بیشتری به خواهران فوتبالیستش در رفسنجان میشد.
