با در نظر گرفتن تمام کمبودها و ضعفهای مشهود
مشکل پرسپولیس فنی نیست!
محمد قراگزلو
خبرنگار
چهار باخت در شش هفته برای تیمی که تا همین یک ماه قبل مدعی قهرمانی بود یعنی یک بحران تمامعیار. دریافت 13گل در بازیهای خارج از خانه برای تیمی که غالباً بهترین خط دفاع لیگ برتر را داشته یعنی فاجعه. باخت 3گله مقابل گلگهر که طی 6سال اخیر هیچگاه مقابل پرسپولیس برنده نبوده یعنی یکجای کار میلنگد و افتادن در این وضعیت برای تیمی که در ده سال اخیر 8بار قهرمان لیگ شده محل ابهام و پرسشهای فراروان است. معمولاً بعد از درافتادن تیمهای بزرگ به چنین ورطههایی همه دنبال مقصر میگردند و خب طبیعی است که ابتدا انگشت اتهام به سوی سرمربی و کادرفنی، سپس مدیریت باشگاه و در نهایت بازیکنان نشانه میرود.
همچنین بهصورت روتین در فضای هواداری به مسائلی نظیر حاشیهسازی رقبا، حسادت، دشمنی و البته مشکلات و اشتباهات داوری هم اشاره میشود اما در نهایت عمده تقصیرات به گردن یکی از سه گروه فوق خواهد بود که همواره سیبل طرفداران دوآتشه، رسانهها و حتی پیشکسوتان میشوند و گریزی هم از آن نیست. شاید اگر نگاهی جدیتر به روند افت پرسپولیس در هفتههای اخیر و نیمفصل دوم داشته باشیم یک نکته میتواند تا حدی روشنگر باشد. واقعیت این است که پرسپولیس همچنان کمبودهایی در اسکواد خود دارد و از ضعفهای فنی در تمام خطوط ضربه میخورد که کاملاً مشهود است اما برخی عوامل دیگر نیز در این ناکامی تاثیرگذار بودند که باید این اتفاقات از سوی مدیران باشگاه مورد بررسی و کالبدشکافی قرار گیرد. پرسپولیس به محض ورود اوسمار جان گرفت و در هفت مسابقه شش بار برنده شد و شکستی هم نداشت پس چطور این مربی در نیمفصل دوم تبدیل به مربی ضعیفی شد؟ مدیریت باشگاه پرسپولیس بعد از تغییر در کادرفنی، هم تیم را به اردو فرستاد هم در نقل و انتقالات زمستانی حداقل از حیث کمیت طبق خواسته کادرفنی برنامهها را پیش برد. بازیکنان هم که تغییری نکردهاند و تیم بهنوعی تقویت شده پس ایراد کار کجاست؟ ناکارآمدی برخی خریدهای جدید که نتوانستهاند تغییری در شکل تیم ایجاد کنند، مصدومیتهای متعدد که باعث شده تیم با مشکل کمبود بازیکن تأثیرگذار مواجه شود و البته افت برخی بازیکنان همگی در ثبت این ناکامی دخیل بوده اند. در شش هفته اخیر پرسپولیس چهار بار بازنده بوده اما غیر از بازی با فولاد حداقل در سه بازی دیگر میتوانست بازنده نباشد یا حتی طبق آمار میتوانست برنده از زمین بیرون بیاید. در عین حال مشخص است که در هر سه بازی دیگری که نتیجه متناسب با عملکرد و آمار تیم اوسمار نبود عدم تمرکز بازیکنان اجازه نداد این تیم به گل دست یابد کمااینکه همین فاکتور عامل دریافت گلهای متعدد و در نهایت شکست شد. کافی است در این سه مسابقه بار دیگر صحنههایی که بازیکنان پرسپولیس موقعیتهای قطعی گل را از دست داده یا گلی دریافت کردهاند را با دقت مرور کنید تا مشخص شود بیدقتی ناشی از عدم تمرکز بازیکنان چه بلایی سر این تیم آورده است. با وجود این اگر بر اوسمار و تیمش محرز شده باشد که مشکل فعلی این تیم غیرفنی است، به موازات اصلاح مشکلات فنی و بهبود شرایط تیم در این حوزه، آنچه میتواند پرسپولیس را از این بحران نجات دهد تغییر شرایط روحی روانی تیم است وگرنه با وجود تمام مشکلات و کمبودها نه اوسمار مربی ضعیفی است نه بازیکنان فعلی کیفیت پایینی دارند.
