در حافظه موقت ذخیره شد...
بذر تردید در اردوی فلیک
این شکست بار دیگر بحث قدیمی درباره سبک پرریسک فلیک را زنده کرده است. خط دفاعی بسیار جلو و تله آفساید تهاجمی، همانقدر که بازی بارسا را جذاب و تماشایی میکند، میتواند به پاشنه آشیل تیم هم تبدیل شود. هواداران از فوتبال جسورانه تیم لذت میبرند، اما هر حریفی که سرعت و دقت کافی داشته باشد، قادر است از فضای پشت مدافعان نهایت استفاده را ببرد. این مشکل فقط به یک مسابقه محدود نمیشود. فصل گذشته هم بارسا در مرحله نیمهنهایی لیگ قهرمانان اروپا مقابل اینترمیلان در مجموع ۷ گل دریافت کرد و حذف شد. در این فصل نیز نشانههای مشابهی دیده میشود؛ تیمی که در دفاع ثبات لازم را ندارد و با کوچکترین اختلال در پرسینگ، بههم میریزد. بخشی از این بیثباتی به تغییرات اجباری در ترکیب دفاعی برمیگردد. فلیک بارها مجبور شده زوجهای متفاوتی در قلب خط دفاع امتحان کند؛ از پائو کوبارسی گرفته تا رونالد آرائوخو و ژول کونده. جدایی اینیگو مارتینز و مشکلات مالی باشگاه هم اجازه جذب یک مدافع تراز اول را نداده و تنها خرید زمستانی، حضور قرضی ژوائو کانسلو بوده است.
مصدومیتها نیز ضربه بزرگی زدهاند. رافینیا که رهبر پرس از جلو محسوب میشود، بارها به دلیل آسیبدیدگی همسترینگ غایب بوده و پدری هم در کنترل ریتم بازی و حفظ توپ نقشی حیاتی دارد، اما او هم هفتهها دور از میادین بوده است. وقتی پرس تیمی کامل اجرا نشود، خط دفاع جلوتر از حد امن قرار میگیرد و فضاهای خطرناک ایجاد میشود. با این حال، انتظار تغییرات رادیکال از فلیک منطقی نیست. هویت بارسا بر پایه پرس شدید، حمله مداوم و فوتبال هجومی شکل گرفته و عقبنشینی کامل میتواند پیام اشتباهی به بازیکنان بدهد. آنچه نیاز است، پیدا کردن تعادل است؛ ترکیبی از جسارت همیشگی با واقعگرایی بیشتر، بهویژه در بازیهای حذفی. اکنون بارسلونا باید خیلی سریع واکنش نشان دهد، زیرا در لالیگا رقابت فشرده است و در اروپا هم احتمال تقابل دوباره با پاریسنژرمن وجود دارد؛ تیمی که قبلاً هم به آنها ضربه زده است. شکست سنگین در متروپولیتانو شاید یک هشدار بهموقع باشد: برای رسیدن به قهرمانیهای بزرگ، فقط فوتبال زیبا کافی نیست؛ بلوغ تاکتیکی و مدیریت لحظات سخت هم ضروری است.
