آیا تعویضهای اوسمار مقابل ملوان اشتباه بود
چرا وینگر و مهاجم نه، مدافع چپ آری؟
پرسپولیس در انزلی در شرایطی باخت که آمار میگوید حداقل در این بازی باید یک امتیاز میگرفت. با این حال تیم اوسمار که با یک اشتباه و پنالتی ابتدای مسابقه غافلگیر شد و عقب افتاد در حدود 100 دقیقه بازی بعد از آن نتوانست نتیجه را تغییر دهد و در شرایطی عجیب یک باخت دیگر متحمل شد تا فشارها روی اوسمار، مدیران باشگاه و بازیکنان افزایش یابد.
این باخت با در نظر گرفتن اینکه پرسپولیس میتوانست در صورت پیروزی به صدر جدول برود برای سرخها بشدت گران تمام شد و البته سؤالات بسیاری را به وجود آورد. از جمله اینکه چه بلایی بر سر آن تیم قرص و محکم نیمفصل اول آمده است؟
در این میان برخی به عوامل افت پرسپولیس در نیمفصل دوم و هفتههای اخیر اشاره میکنند که بخشی از آن مربوط به مصدومیت چند بازیکن در فاز حمله و بخشی دیگر به افت کیفیتی برخی بازیکنان دیگر است. در عین حال چنانچه روی دیدار مقابل ملوان متمرکز شویم به نظر میرسد تغییرات اوسمار در این بازی که به قصد فرار از شکست و حتی رسیدن به پیروزی انجام شد به اندازه کافی درست و بجا نبوده و البته حالا که منجر به تغییر نتیجه نشد به راحتی میتوان نقدش کرد.
واقعیت اینکه پرسپولیس از نظر شکل بازی نیمه اول خوبی نداشت و حداقل اینکه تا دقیقه 28 میتوان گفت فوقالعاده ضعیف کار کرد. از این لحظه به بعد تا حدی شکل کار بهتر شد اما مصدومیت کنعانی در دقیقه 34 دوباره سکتهای در شکل تیم ایجاد کرد. پرسپولیس در این نیمه 5 موقعیت گلزنی داشت. اولی را علیپور در دقیقه 28 از دست داد، دومی ضربه چکشی محمدی با سانتر گرا بود که البته جدی نشد، سومی با شوت اورونوف در دقیقه 39 حادث شد، چهارمی همان موقعیت تک به تک علیپور بود که خودش نزد و در ادامه سروش زد و مدافع حریف دفع کرد. آخرین موقعیت این نیمه ضربه سر ابرقویی بود که گل نشد.
با وجود این، اوسمار که از کیفیت بازی تیمش راضی نبود دو تغییر در مرکز زمین اعمال کرد باکیچ و سروش جای خود را به سرلک و خدابندهلو دادند. در همان دو دقیقه ابتدایی علیپور و محمودی دو موقعیت جدی گل ایجاد کردند اما بعد از آن خبری از خلاقیت و موقعیت گل نبود و پرسپولیس با وجود میدانداری و حضور در زمین حریف کاری از پیش نمیبرد. دو موقعیت بعدی در دقایق 72 و 78 ایجاد شدند که بار اول علیپور و بار دوم علیپور و معاملهگری در گل کردن توپ عاجز بودند.
در عین حال نکته مهم اینجاست که با توجه به در نظر گرفتن تعداد موقعیتها در نیمه دوم به نظر میرسد که تغییرات اوسمار در این نیمه کافی و درست نبوده است. اول اینکه فرم فعلی خدابندهلو و سرلک بهتر از سروش و باکیچ نیست و دوم اینکه مشخص نشد چرا تعویض چهارم در جهت تهاجمیتر کردن تیم رخ نداد و خبری از تعویض پنجم نشد. اورونوف و میلاد محمدی، دو بازیکنی بودند که در دقایق 61 و 75 بیرون رفتند و کاظمیان و معاملهگری جای آنها را گرفتند. تعویض دقیقه 61 جابهجایی یک وینگر با یک وینگر دیگر بود اما تعویض چهارم جابهجایی دو مدافع چپ. تعویض پنجم هم انجام نشد در حالی که محمدحسین صادقی و ابوالفضل بابایی وینگر و مهاجم جوان تیم روی نیمکت بودند. شاید مثلاً اوسمار میتوانست تعویض چهارمش را به جابهجایی یک مدافع کناری با یک وینگر اختصاص دهد و تیم ریسکیتر بازی کند و بعد از آن با بیرون کشیدن سرگیف از بابایی بهره بگیرد تا شاید تغییری در شکل خط حمله و مدل حملات تیمش به وجود بیاید اما او چنین حرکتی نکرد.
در عین حال برخی معتقدند بیرون رفتن سروش و اورونوف در فاصله 15 دقیقه باعث شد اندک خلاقیتی که امید میرفت شرایط را تغییر دهد رنگ باخته و بازیکنان داخل زمین کیفیت تغییر نتیجه را نداشته باشند.
