شکاف عمیق میان مدیران و سرمربی آشکار شد
ساپینتو تنها در خط مقدم
حمیدرضا عرب
خبرنگار
باشگاه استقلال این روزها بیش از آنکه درگیر مسائل فنی و داخل زمین باشد، اسیر حاشیهها و شکافهای بین مدیران و ساپینتو شده است. خفره ای عمیق که حالا بهوضوح میان تصمیمگیران باشگاه و ریکاردو ساپینتو، سرمربی آبیپوشان، خودنمایی میکند. ماجرای مبهم دیدیه اندونگ، بازیکن گابنی استقلال، تنها یکی از نشانههای این اختلاف عمیق است؛ اختلافی که نهتنها به سود باشگاه نیست، بلکه مستقیماً روی عملکرد فنی تیم تأثیر گذاشته است.
سکوتی که فریاد شد
همه می دانند که دیدیه اندونگ در فصل جاری به یکی از معماهای عجیب استقلال تبدیل شده است. بازیکنی که وضعیت قراردادی و امکان استفاده از او برای سرمربی مشخص نیست و عجیبتر اینکه، طبق گفتههای صریح ساپینتو در نشست خبری، حتی یک نامه رسمی هم از سوی باشگاه به کادر فنی ارائه نشده تا وضعیت این بازیکن را روشن کند.
در فوتبال حرفهای، حداقل انتظار یک سرمربی این است که بداند کدام بازیکنان در اختیارش هستند و کدام نیستند. اما در استقلال، حتی این بدیهیات هم قربانی بیتصمیمی و شاید بیتفاوتی مدیران شده است.
اعتراض علنی ساپینتو
اینکه ساپینتو بدون ملاحظهکاری در نشست خبری پس از دیدار با استقلال خوزستان از رفتار مدیران باشگاه گلایه میکند، خود گویای عمق اختلافات است. سرمربیای که احساس حمایت نکند، معمولاً یا سکوت میکند یا خیلی زود تصمیم به جدایی میگیرد. اما ساپینتو راه سومی را انتخاب کرده: گفتن حقیقت در ملأعام.
اعتراض علنی یک سرمربی به مدیران باشگاه، نشانهای واضح از نبود رابطه نزدیک و سازنده میان دو طرف است. اگر چنین ارتباطی وجود داشت، نه پرونده اندونگ تا این حد مبهم باقی میماند و نه سرمربی استقلال حاضر میشد اختلافات را به تریبون رسانهها بکشاند.
تاجرنیا و فاصله معنادار با سرمربی
دو هفته پیش، اخباری منتشر شد که نشان میداد با وجود ماندن ساپینتو در ایران و ترک نکردن کشور، او هرگز از سوی تاجرنیا مورد حمایت قرار نگرفته است. حتی یک تماس ساده، یک گفتوگوی کوتاه برای دلگرمی یا هماهنگی، انجام نشده؛ موضوعی که بیش از هر چیز از فاصله گرفتن سرپرست مدیرعاملی استقلال از سرمربی حکایت دارد.
در فوتبال، حمایت روانی مدیران از کادر فنی، بهخصوص در شرایط پرتنش، اهمیتی کمتر از حمایت مالی ندارد. نبود همین حمایتهاست که باعث میشود سرمربی احساس تنهایی کند و در نهایت، شکافها عمیقتر شوند. از سویی وقتی یک مربی خارجی این گونه رفتار میکند و حاضر نمیشود مانند خیلی ازخارجی ها ایران را ترک کند، افکار عمومی نیز انتظار دارند با این سرمربی طور دیگری برخورد شود.
ورود بدون هماهنگی به رختکن
خط قرمز ساپینتو
پس از بازی با استقلال خوزستان، ساپینتو پرده از اتفاق دیگری هم برداشت که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما در عرف حرفهای فوتبال، یک خط قرمز جدی است. او اعلام کرد که تاجرنیا بدون اجازه وارد رختکن تیم شده است.
رختکن، قلمرو سرمربی است؛ جایی که نظم، سلسلهمراتب و اعتماد حرف اول را میزند. ورود مدیران بدون هماهنگی، آن هم در شرایط حساس، میتواند اقتدار سرمربی را زیر سؤال ببرد و پیام نادرستی به بازیکنان منتقل کند. واکنش صریح ساپینتو نشان داد که او این رفتار را نه یک اتفاق ساده، بلکه نشانهای دیگر از بیاحترامی و ناهماهنگی میداند. شاید هم سرمربی استقلال به این باور رسید که مدیراستقلالی قصد دخالت در امور فنی را دارد که این موضوع مورد پذیرش هیچ سرمربی در فوتبال حرفه ای نخواهد بود وقطعا با واکنش مواجه میشود.
سیاستی که به سود هیچکس نیست
آنچه این روزها در استقلال دیده میشود، نتیجه سیاستی نامشخص و متزلزل است؛ سیاستی که نه به سود مدیران تمام میشود و نه به نفع سرمربی. ادامه این وضعیت، تنها استقلال را وارد چرخهای فرسایشی میکند که خروج از آن دشوار خواهد بود.
نه ساپینتو میتواند در این فضا با تمرکز کامل کار کند و نه مدیران باشگاه از تبعات فنی و رسانهای این اختلافات در امان خواهند بود. در شرایطی که استقلال به لحاظ امتیازی خوب عمل کرده، به طور قطع نباد چنین فضایی ادامه داشته باشد.
مدیرعامل جدید
مسکن موقت یا درمان واقعی؟
انتخاب مدیرعامل جدید، اگرچه میتواند بخشی از مشکلات ساختاری استقلال را حل کند، اما بهتنهایی قادر نیست سایه این اختلافات را از سر تیم بردارد. چرا که تاجرنیا، حتی در صورت معرفی مدیرعامل جدید، همچنان در بدنه تصمیمگیری باشگاه باقی خواهد ماند.
بنابراین، بدون بازتعریف نقشها، شفافسازی وظایف و ایجاد یک خط ارتباطی روشن میان مدیریت و کادر فنی، تغییر افراد صرفاً به تعویض نامها محدود میشود، نه حل ریشهای بحران. به طور قطع مدیران استقلال باید در این خصوص به اجماع برسند و این شکاف را که آینده استقلال را به مخاطره می اندازد، از میان بردارند.
هماهنگی، راز موفقیت
استقلال برای عبور از این مقطع حساس، بیش از هر چیز به وحدت وهماهنگی نیاز دارد. شکاف میان سرمربی و تصمیمگیران، اگر همینطور رها شود، میتواند هزینههای سنگینی به باشگاه تحمیل کند؛ از افت فنی گرفته تا از دست دادن اعتبار حرفهای.
این وضعیت باید هرچه زودتر برچیده شود. استقلال، باشگاهی بزرگ با هوادارانی میلیونی است و نمیتواند قربانی اختلافات مدیریتی و شخصی شود. زمان آن رسیده که مدیران و کادر فنی، پیش از آنکه دیر شود، به یک زبان مشترک برسند؛ زبانی که اولویت اولش، فقط و فقط منافع استقلال باشد.
