برکناری روانخواه کافی نیست
تیم امید نیازمند بازنگری بزرگ
حمیدرضا عرب
خبرنگار
برکناری امید روانخواه از تیم فوتبال امید ایران عملاً کلید خورده و این مربی در آستانه پایان همکاری با فدراسیون فوتبال قرار دارد. روانخواه قرار است بهزودی در فدراسیون حاضر شود و گزارشی از دلایل ناکامی تیم امید ارائه دهد، اما واقعیت این است که شانس چندانی برای ادامه حضور روی نیمکت این تیم ندارد. از داخل فدراسیون خبر میرسد که تصمیمگیران فوتبال ایران از عملکرد فنی او رضایت ندارند و تنها موضوعی که باعث شده فعلاً حکم برکناریاش صادر نشود، همین ارائه گزارش رسمی است؛ گزارشی که بیشتر جنبه تشریفاتی دارد تا تعیینکننده. واقعیت تلخ این است که روانخواه از همان ابتدا هم انتخاب اول و منطقی فدراسیون فوتبال نبود. او با حمایت برخی اعضای هیأترئیسه و حتی پشتیبانی مستقیم امیر قلعهنویی به عنوان سرمربی تیم امید معرفی شد؛ در شرایطی که گزینههای باتجربهتر و شایستهتری مثل سعید دقیقی یا حتی یحیی گلمحمدی و... وجود داشتند. اما این مربیان در مذاکرات خود با فدراسیون به یک نتیجه مشترک رسیدند: تیم امید نه از نظر مالی جذاب است و نه از نظر ساختار حرفهای. به بیان سادهتر، فدراسیون فوتبال حاضر نیست برای تیم امید هزینه کند و طبیعی است که مربیان بزرگ هم حاضر نباشند اعتبار حرفهای خود را در پروژهای بیپشتوانه خرج کنند. همین مسأله، ریشه اصلی بحران تیم امید فوتبال ایران است. سالهاست این تیم در حاشیه کامل قرار دارد؛ تیمی که باید مهمترین سرمایه آینده فوتبال کشور باشد، به پروژهای کمهزینه، کماهمیت و حتی آزمایشی تبدیل شده است. فدراسیون فوتبال برای تیم ملی بزرگسالان هزینههای سنگین میکند، پاداشهای میلیاردی میدهد، اردوهای خارجی برگزار میکند و کوچکترین خواسته بازیکنان را تأمین میکند، اما وقتی نوبت به تیم امید میرسد، ناگهان سیاست ریاضت اقتصادی در پیش گرفته میشود. نتیجه این نگاه دوگانه کاملاً روشن است: دههها ناکامی، حذفهای زودهنگام و حسرت حضور در المپیک.
سؤال اساسی اینجاست که چرا فدراسیون فوتبال هیچگاه تیم امید را به عنوان یک پروژه استراتژیک نگاه نکرده است؟ چرا بودجهای تعریف نمیشود که مربیان بزرگ و حرفهای انگیزه حضور در این تیم را داشته باشند؟ چرا تمام منابع مالی، اسپانسرها و درآمدهای کلان حاصل از صعود به جام جهانی صرف تیم بزرگسالان میشود و سهم تیم امید تقریباً هیچ است؟ این دقیقاً همان نقطهای است که فوتبال ایران را دچار عقبماندگی ساختاری کرده است. تیم امید باید محل پرورش نسل آینده باشد، اما در عمل تبدیل شده به محلی برای آزمون و خطای مربیان کمتجربه. در چنین شرایطی، امید روانخواه بیش از آنکه مقصر اصلی باشد، قربانی یک سیستم معیوب است. او نه از نظر فنی توانست تیم را متحول کند و نه از نظر رفتاری و مدیریتی نشانهای از یک مربی در سطح تیم ملی از خود نشان داد. سبک بازی تیم امید بیهویت بود، برنامه مشخصی دیده نمیشد و مهمتر از همه، تیم هیچ نشانی از پیشرفت نداشت. با این حال، مشکل اصلی فقط روانخواه نیست؛ بلکه ساختاری است که چنین انتخابی را ممکن میکند. برکناری روانخواه اگرچه تصمیم درستی است، اما بهتنهایی هیچ مشکلی را حل نمیکند. اگر قرار باشد باز هم بدون برنامه، بدون بودجه و بدون نگاه حرفهای سراغ گزینه بعدی بروند، سرنوشت تیم امید تغییر نخواهد کرد. فدراسیون فوتبال باید یک بار برای همیشه این سنت غلط را کنار بگذارد که تیم امید را کماهمیت بداند. تا زمانی که مربیان بزرگ داخلی حتی به تیم امید دعوت هم نمیشوند، یا اگر دعوت میشوند به دلیل مسائل مالی انصراف میدهند، نباید انتظار موفقیت داشت. تیم امید ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک بازنگری اساسی است؛ نه فقط در انتخاب سرمربی، بلکه در کل سیاستهای مدیریتی. روانخواه میرود، اما اگر تفکر فدراسیون عوض نشود، نفر بعدی هم خیلی زود به همان سرنوشت دچار خواهد شد.
