در حافظه موقت ذخیره شد...
متانت گمشده در رفتار سرمربی ملوان
زارع شبیه انزلیچیها نیست
انگار او قصد دارد نقش معترضترین سرمربی لیگ برتر را برای خود حفظ کند، اما باید پرسید که این رویه چه دستاوردی برای فوتبال ایران دارد؟ آیا این رفتارهای پرتنش و خشن به نفع تیم ملوان است یا تنها به اعتبار خود زارع و باشگاه ریشهدار و دوستداشتنی ملوان ضربه میزند؟
به نظر میرسد زارع به جای آنکه با گذشت زمان و کسب تجربه، رفتارهایش پختهتر و حرفهایتر شود، روزبهروز رفتارهایش مبتدیانهتر و خشنتر شده است. هدف او از ایجاد این حجم از تنشها و درگیریها کاملاً نامشخص است. اگر زارع به دنبال ترساندن داوران و رقبا باشد، باید بداند که این رویه نه تنها شکستخورده است، بلکه احتمال درگیری او با دیگران را افزایش میدهد و داوران نیز نسبت به او گارد دائمی خواهند گرفت.
از سوی دیگر، سوابق زارع پر است از درگیریهای عجیب با نیمکت حریف. جایی که دیده شد او با مدیر رسانهای تیم هوادار وارد چالش و حتی ضرب و شتم بیرون ورزشگاه شد که همه اینها نشان میدهد او مسیر خود در فوتبال ایران را اشتباه انتخاب کرده است.
به جای آنکه این رفتارهای خشونتآمیز از ذهن فوتبالدوستان محو شود، او با شدت بیشتری آنها را تداوم میبخشد و این موضوع مطمئناً به زیان ملوان تمام خواهد شد.
ملوان که در فصلهای اخیر توانسته تا حدی تیمی قابل احترام در بخش فنی باشد، با ادامه این رفتارها از سوی سرمربیاش، بزودی دچار بحران میشود. فوتبال انزلی هرگز مربی پرتنش و پرحاشیه را تحمل نمیکند؛ چرا که مردانی چون صالحنیا، ایراندوست و احمدزاده، همگی نشان دادهاند که میتوان با متانت، آرامش و وقار در کنار زمین حضور داشت و محبوبیت کسب کرد؛ آن هم بدون تنش و جنجال.
مقایسه زارع با سیروس قایقران اگرچه از نظر برخی ممکن است مثبت به نظر برسد، ولی آقا سیروس نیز مرد ادب، خویشتنداری و متانت بود. اگر مازیار زارع واقعاً باور دارد که وارث این چهره جذاب فوتبال انزلی است، باید هر چه سریعتر رفتارهای خود را اصلاح کند و به جای جنجال و خشونت، با حرفهایگری و اخلاق مداری، مسیر موفقیت را هموار سازد. در غیر این صورت، آیندهای مبهم و پرتنش در انتظار او و تیم ملوان خواهد بود.
