از پرونده منتظر محمد تا ماجرای دیدیه اندونگ
مدیران استقلال مردود شدند
حمیدرضا عرب
خبرنگار
مدیران باشگاه استقلال با وجود آنکه در فصل نقلوانتقالات توانستند با چند خرید قابل قبول نگاهها را تا حدی به سمت خود جلب کنند و تیمی معقول برای لیگ بیستوپنجم ببندند، اما از نظر استراتژی مدیریتی و تصمیمگیریهای کلان، عملکرد قابل دفاعی نداشتهاند. ضعف در مدیریت پروندههای حقوقی، عقد قراردادها و نحوه برخورد با شکایتها باعث شده اقدامات مثبت مدیران، زیر سایه اشتباهات پرهزینه قرار بگیرد.
بیتوجهی به پرونده منتظر محمد
آغاز بحران
اولین و شاید مهمترین خطای مدیران استقلال به نحوه برخورد با پرونده منتظر محمد بازمیگردد. این پرونده از همان ابتدا قابلیت تبدیل شدن به یک بحران جدی را داشت، اما مدیران باشگاه بدون توجه به پیامدهای حقوقی، آن را چندان جدی نگرفتند.
در شرایطی که امکان حلوفصل این موضوع با مذاکره مستقیم با خود بازیکن یا مدیر برنامههایش وجود داشت، تعلل مدیریتی باعث شد کار به شکایت رسمی از استقلال در فیفا کشیده شود. نتیجه این سهلانگاری، بسته شدن پنجره نقلوانتقالات استقلال بود؛ اتفاقی که حالا به یک دغدغه بزرگ برای کادر فنی و بازیکنان تبدیل شده است. اگر مدیران پیش از ورود پرونده به مراحل حقوقی بینالمللی، اقدام به حل اختلاف میکردند، استقلال امروز با چنین محدودیت بزرگی روبهرو نبود.
تأثیر مستقیم پنجره بسته روی ساپینتو
بسته ماندن پنجره نقلوانتقالات بیش از هر کسی، ریکاردو ساپینتو را تحت فشار قرار داده است. سرمربی استقلال در شرایطی تیمش را برای ادامه فصل آماده میکند که عملاً امکان جذب بازیکن جدید را ندارد. این موضوع دست ساپینتو را در تقویت نقاط ضعف تیم بسته و برنامههای فنی او را با چالش جدی مواجه کرده است. به واسطه این وضعیت استقلال مجبور است با همین نفرات ادامه دهد؛ نفراتی که برخی از آنها نیز با پیشنهادهایی برای جدایی روبهرو هستند اما باشگاه با رفتنشان مخالفت میکند. دلیل این مخالفت نیز روشن است؛ باشگاه استقلال در صورت جدایی این بازیکنان و بسته بودن پنجره، قادر به جایگزینی آنها نخواهد بود.
بازیکنانی که نمیتوانند بروند
برخی بازیکنان استقلال که آینده حضورشان در تیم ملی را در خطر میبینند، علاقهمند به جدایی هستند، اما مخالفت باشگاه مانع این تصمیم شده است. از منظر مدیریتی، این تصمیم شاید منطقی به نظر برسد، چرا که استقلال نمیخواهد با خروج بازیکنان، بیش از پیش تضعیف شود. با این حال، ریشه این مشکل به همان بیتدبیری اولیه بازمیگردد. همان نقطهای که مدیران میتوانستند با حل پرونده منتظر محمد، از بروز چنین بحرانی جلوگیری کنند.
اشتباهی مهلک در پرونده اندونگ
موضوع دیگری که بهوضوح ضعف استراتژی مدیریتی استقلال را نشان میدهد، ماجرای اندونگ است. این بازیکن پیش از ترک ایران برای حضور در جام ملتهای آفریقا، به باشگاه استقلال نوتیس داد و بلافاصله قرارداد خود را فسخ کرد. در چنین شرایطی، انتظار میرفت باشگاه با دقت و بررسی کامل ابعاد حقوقی، تصمیمگیری کند. اما استقلال دوباره با این بازیکن به توافق رسید و قرارداد او را ثبت کرد؛ تصمیمی که حالا به یک چالش بزرگ تبدیل شده است. با توجه به بسته بودن پنجره نقلوانتقالات، استفاده از اندونگ از نظر قانونی امکانپذیر نیست و به گفته کارشناسان حقوقی، حضور او در ترکیب استقلال میتواند منجر به باخت انضباطی و ایجاد بحرانی جدید برای باشگاه شود. اشتباه بزرگ و مهلک مدیران استقلال این بود که اندونگ را دوباره به لیست تیم بازگردانند، در حالی که طبق قوانین، امکان استفاده از او وجود ندارد. حالا باشگاه ناچار است مطالبات این بازیکن را پرداخت کند، بدون آنکه بتواند از توان فنیاش بهره ببرد. این تصمیم، نمونهای آشکار از بیبرنامگی و نبود نگاه حقوقی دقیق در مدیریت باشگاه است.
تکرار خاطرات تلخ گذشته
بیتردید مدیران استقلال در برخی حوزهها عملکرد قابل قبولی داشتهاند، اما این اقدامات مثبت به دلیل اشتباهات بزرگ و پرهزینه، تحتالشعاع قرار گرفته است. بسته شدن پنجره نقلوانتقالات و سپس ماجرای اندونگ، بهعنوان دو بحران بزرگ، استقلال را وارد شرایطی پیچیده و نگرانکننده کرده است. این سهلانگاریها بسیاری را به یاد روزهایی میاندازد که استقلال به دلیل مشکلات مدیریتی و حقوقی، از حضور در رقابتهای آسیایی محروم شد. تجربه نشان داده که بیتوجهی به جزئیات حقوقی میتواند هزینههای سنگینی به یک باشگاه تحمیل کند؛ هزینههایی که گاهی سالها جبران نمیشوند. آنچه امروز استقلال را آزار میدهد، نه کمبود بازیکن، بلکه نبود یک استراتژی مدیریتی منسجم و آیندهنگر است. اگر مدیران باشگاه نتوانند از این تجربهها درس بگیرند، حتی بهترین خریدها و تصمیمهای فنی نیز نمیتواند استقلال را از بحرانهای مشابه در آینده نجات دهد.
