صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • گفت و گوی ویژه
  • پرسپولیس
  • استقلال
  • صفحه آخر
شماره هفت هزار و هفتصد و شصت و یک - ۱۶ بهمن ۱۴۰۳
روزنامه ایران ورزشی - شماره هفت هزار و هفتصد و شصت و یک - ۱۶ بهمن ۱۴۰۳ - صفحه ۵

تیم ملی اولویت همه کشورهاست

داورزنی: فوتبال، نمــــــاد اقتدار کشور است

سوءمدیریت به ورزش لطمه می‌زند بعضی‌ها مدیر هزینه هستند مشکل سرخابی‌ها پول نیست

سینا حسینی-مهری رنجبر
روزنامه‌نگار

 محمدرضا داورزنی مشاور وزیر ورزش، تجارب زیادی از سال‌ها مدیریتش دارد. او حکم جراحی را دارد که با شنیدن علائم، بیماری را سریع تشخیص می‌دهد. داورزنی این روزها به احمد دنیامالی وزیر ورزش مشاوره می‌دهد. همکاری آنها نوید روزهای خوبی را برای ورزش می‌دهد. با او درباره مسائل مختلف ورزش صحبت کردیم که خواندنش خالی از لطف نیست.
 صحبت را با ورود شما به عرصه مدیریت ورزش شروع می‌کنیم؛ وقتی وارد والیبال شدید کسی فکر نمی‌کرد بعد از سال‌ها کارنامه پرباری از والیبال به نام محمدرضا داورزنی ثبت شود. تا به امروز به ایده‌هایی که می‌خواستید رسیدید؟
من قبل از انقلاب وارد ورزش شدم و با شروع جنگ تحمیلی هم وارد مدیریت ورزشی شدم. ما اوایل جنگ در دفاع مقدس متوجه شدیم، یکسری از جاها مشکل داریم و به همراه تعدادی از دوستان مثل بیابانی که قهرمان کشتی بود و مسئولیت ورزش سپاه را داشت، 5-6 ماه بعداز شروع جنگ احساس کردیم که نیاز به کار در برخی از حوزه‌ها داریم. بهار سال 61 همزمان با درگیری‌های متعدد دوره‌های مختلفی طراحی شد که برنامه‌ریزی‌اش با بیابانی و من بود. تصمیم بر این شد تا در دوره‌های آموزشی در جنگ کوهستان و همچنین جنگ شهری شرکت کنیم و هم در این بخش مربی شویم و هم مربی تربیت کنیم. در آن مقطع 1500 مربی در حوزه‌های مختلف تربیت شد. یکی از اثرات آن فعالیت، تربیت 50-60 هزار نفر شناگر برای عملیات والفجر 8 در فاو بود. بعد از پایان جنگ مرحوم غفوری‌فرد خواست که به سازمان تربیت بدنی کمک کنم. سال 70-71 من با مدیرکلی استان کردستان کارم را شروع کردم.
 خودتان خدمت در استان را انتخاب کردید، نه؟
من سرباز مملکت بودم. در دوره جنگ سرپل ذهاب و قصرشیرین و کرمانشاه بودم و یکی دو عملیات هم به کردستان رفتم، بیشترین زمان را در منطقه کرمانشاه از ریجاب تا سومار درگیر جنگ بودیم. تعداد زیادی از بچه‌هایی که در ورزش بودند آن زمان در رسته‌ای در شهرستان‌ها فعال بودند و به تربیت مربی کمک کردند. آقاجانی در کوهنوردی، حبیب‌الله ناظریان در کاراته یا کاظم یزدانی در جودو، آن زمان این افراد در کمک به ارتقای توان رزم نیروهای مسلح، بسیج و سپاه نقش داشتند.
 یعنی مقوله آموزش مهم بود؟
نیاز آن زمان بود. محمود شائیک رئیس فدراسیون کوهنوردی بود یا خلیلیان که رئیس فدراسیون پزشکی بود یا مرحوم صفارزاده در رشته‌ای در شهرشان فعال بودند و آمدند هم به مدیریت ورزش نیروی زمینی سپاه در جنگ کمک کردند و هم آموزش می‌دیدند و هم آموزش می‌دادند و مسئولیت داشتند. ما سپاه را به عنوان شغل انتخاب نکرده بودیم بلکه آن زمان وظیفه بود. در آن زمان شناسایی می‌شد که در چه چیزی نیاز به آموزش داریم. تربیت بدنی سپاه سازماندهی می‌کرد با استفاده از مربیان نیروها را آموزش دهد و خودش مربی تربیت کند.
 شما در جنگ دنبال آموزش هم بودید. اما حالا آموزش کمرنگ شده و همه دنبال موفقیت هستند.
حضرت آقا یک نکته کلیدی دارند که اگر قرار نبود هیچ کاری انجام دهم، آدم تربیت می‌کردم. آن چیزی که ضرورت کشورمان است. جنگ نکته‌ای را به ما یاد داد که برای برون‌رفت از مشکلات باید نیرو تربیت کنیم.  حالا که نسل پویا و خوش‌فکری داریم، می‌توانیم آنها را تربیت کنیم.
برخلاف چین که ورزشکارانش با استعدادیابی در المپیک مدال می‌گیرند، در ورزش ایران این حلقه مفقوده وجود دارد. در هر کشور پیشرفته‌ای ساختار باید سیستماتیک باشد، نه جزیره‌ای. دانش‌آموز از 6تا18سالگی در اختیار آموزش و پرورش است و بعد از آن به دانشگاه و سربازی می‌رود. برای هرکدام وظایفی تعریف شده است. برای آموزش و پرورش در مقطع 6 تا 18سال، وزارت علوم یا نیروهای مسلح که چه وظایفی در تربیت فرد دارند. همه آنها در یک راستا هستند و خروجی‌اش به هم ربط دارد. اگر کسی قهرمان المپیک می‌شود یا ژاپن، چین و کشورهای اروپایی در رشته‌ای موفق می‌شوند، آنها به صورت حلقه پیوسته با هم کار می‌کنند. اما در کشور ما آموزش و پرورش برای خودش برنامه دارد، فدراسیون‌ها و نیروهای مسلح هم برای خودشان. البته هر از گاهی که تعاملاتی بین آنها صورت می‌گیرد برای آنها نتایج موفقیت‌آمیزی هم داشته است.
 چه‌بسا این مسأله در تربیت مدیر هم یقه ما را گرفته است.
دقیقاً. دست‌های اجرایی در مملکت ما، همه آنهایی که کار اجرایی انجام می‌دهند. برای من قابل هضم نیست کشوری که در حوزه انرژی نفت و گاز حرف اول را در دنیا می‌زند. ما کشوری هستیم با یک‌درصد جمعیت دنیا و یک‌درصد سرزمین دنیا. بعضی‌ها می‌گویند 12درصد منابع دنیا را در اختیار داریم و با این وصف باید مشکل داشته باشیم در تأمین آب و برق و گاز؟
 این مسأله به مدیریت برمی‌گردد.
 وقتی می‌گوییم سیستماتیک یعنی اظهارنظر یک مسئول در نرخ دلار تأثیر می‌گذارد یا سخن یک مسئول در سایر معادلات کشور تأثیر می‌گذارد. ما نباید مشکل گندم و سیب‌زمینی و پیاز داشته باشیم. ما نباید مشکل سوخت داشته باشیم که بگوییم مصرف بنزین بالا رفته و باید وارد کنیم. ایران کشوری است با سابقه 7-8هزار ساله.
 مدیریت در ورزش نکته‌ای طلایی است که اشاره کردید. خریدهای فوتبال مهیج است؛ اما پول‌هایی که رد وبدل می‌شود ما را غافلگیر می‌کند.
افراد وقتی در جای خودشان باشند کارشان را خوب انجام می‌دهند. مثلاً صفایی فراهانی در فوتبال حضور چشمگیر و خوبی داشت و خوب هم کار کرد، هم پول ‌آورد، هم تأمین منابع ‌کرد و هم مدیریت درستی داشت. زمانی که من به والیبال آمدم والیبال 99درصد وابسته به پول دولت بود. البته مرحوم یزدانی‌خرم تلاش زیادی کرد تا منابعی را تأمین کند و این عدد به بیش از 80درصد منابع غیردولتی رسید. روز اول که با من صحبت شد بیایم یک بحث طولانی با مهندس علی‌آبادی داشتیم، در آن مقطع والیبال ششم آسیا بود. سال قبل هم در غرب آسیا به قطر باخته بود و شرایط خوبی نداشت، یعنی از 200